می دانی
همیشه یک حفره ی بزرگ خالی در من است
بی انکه بدانمچطور
بی آنکه بدانم برای چه ؟
حس میکنم در خلاء عمیقی فرو رفته ام
و سایه ها انباشته و پوچ
بی آنکه باشند به قلبم هجوم می اورند
به سینه ام می کوبند
وبعد تنهایی
سنگین تر از قبل بر سرم آوار میشود
آه میشود
افسوس میشود
«چرا؟ » می شود
میدانی گاهی عجیب دلم برای چیزی تنگ است که نیست
برای حسی که نیست
برای اندوهی که نیست
برای دردی که نیست
و برای قلبی که نیست ....
گاهی عجیب دل تنگم
گاهی عجیب تنهایم
گاهی عجیب خالی ام ، خالی .....
ما را در سایت 28. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63